تخت جمشید
تخت جمشید بنای عظیمی است که در دامنه ی کوه رحمت (مهر) در شمال شهر مرو دشت (استان فارس)قرار دارد.ساخت تخت جمشید یا پرسپولیس 2500 سال قبل به دستور داریوش هخامنشی آغاز شد و تکمیل آن 120 سال طول کشید.از پلکان ورودی دو طرفه که بالا برویم به دروازه ی ملل وارد می شویم.از طریق محوطه ای به کاخ آپادانا می رسیم که بزرگ ترین کاخ تخت جمشید است.بر روی دیواره های خارجی این کاخ نقش هدیه آوران که در آن نمایندگانی از 23 ملت مختلف هدایایی برای داریوش آورده اند. تخت جمشید چندین کاخ دیگر هم دارد از جمله:کاخ تچر که بلندترین کاخ تخت جمشید است و به دلیل صیقلی و شفاف بودن سنگهای این کاخ به تالار معروف است.کاخ صد ستون دومین بنای بزرگ تخت جمشید در شرق آپادانا واقع شده است.تخت جمشید نامی است که مورخان اسلامی بر این مجموعه نهادند.نام اصلی این مکان (پارسه) یا به قول یونانیان پرسپولیس بوده است.کتیبه های موجود در تخت جمشید به خط میخی و به سه زبان پارسی باستان،ایلام و بابلی است که شرح ساختن تخت جمشید،اعتقادات مذهبی و شیوه ی تفکر شاهان هخامنشی در آن نوشته شده است.تخت جمشید پس از 190 سال آبادی،2350 سال قبل توسط اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد.
مطالبی که باید درباره ی تخت جمشید بدانید
.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 15:33  توسط کیوان
|
اگر می خوای با هک و کرک اشنا بشی روی
اینجا کلیک کن.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 7:0  توسط کیوان
|
اگر یک ایرانی مسلمان واقعی هستی روی ادامه مطلب کلیک کن
.ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 9:31  توسط کیوان
|
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 19:47  توسط کیوان
|
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 19:31  توسط کیوان
|
عاشق عکس های Hitman روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 23:24  توسط کیوان
|
عاشق عکس های splintercell روی ادامه مطلب کلیک کنید.
.jpg)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 20:19  توسط کیوان
|
قوزی حاضر جواب ملا نصرالدین روزی قوزپشتی دید خواست سربه سرش بگذارد به پشت او زد و پرسید: عمو این تنبک را چند می فروشی؟قوزی صدایی از عقب خارج کرد و گفت:قیمت تنبک را از صدای ان معلوم می نمایند.
تگرگ در فصل بهار ملا در بیابان مشغول شخم زدن بود.تگرگ درشتی باریدن گرفت و سر ملا را که کچل و برهنه بود شکست.ملا با عجله رفت و کلنگش را برداشته رو به اسمان نگاه کرد و گفت:اگر مردی سر این کلنگ را بشکن و الا که شکستن سر من کاری ندارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 22:32  توسط کیوان
|
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد،
نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت،
ولي بسيار مشتاقم
که از خاک گلويم سوتکي سازد،
گلويم سوتکي باشد
به دست کودکي گستاخ و بازيگوش،
و او يکريز و پي در پي
دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.
بدين سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را… دکترعلی شریعتی 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 21:54  توسط کیوان
|